ضربان قلم

عبدی!
أنا و حقی لک محب، فبحقی علیک کن لی محبأ

حدیث قدسی

حق و باطل

دوشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۴۶ ب.ظ

به بهانه سالگرد رحلت آیت الله مجتبی تهرانی و وقایع اخیر:


در عصری که میان روحانیت و مردم فاصله ایجاد شده است، میان روحانی معمولی با مردم، به علت تنزل روحانیت از مشی زندگی به پیشه و شغل؛ و میان عالمان و مردم، به علت محدود شدن علما به بحث تخصصی و مخاطبان خاص؛ علمایی پیدا شدند که میان مردم زندگی کردند؛ در بازارشان راه رفتند؛ در مسجد محله شان نماز خواندند و زانو به زانوی نوجوانانشان نشستند و به سوالاتشان صبورانه پاسخ دادند. آن هم چه کسانی و در چه مرتبه ای؟  کسی که در سنین بسیار پایین به اجتهاد رسید، از شاگردان خاص امام است و علاوه بر تقریر برخی دروس و کتب امام، امام او را مامور تنظیم اوّلین نسخه از رسالة عملیه و مناسک حجّ خود کرد.

فارغ از آن دروس خاص تخصصی، سخن ما الان درباره سخنرانی های عام و مردمی  است.  این سخنرانی های عالمانه، همانها که بالاترین معارف را در کاسه کاسب و عالم و عامی می ریخت، اکنون در چند جلد کتاب با عنوان «سلوک عاشورایی»، به چاپ رسیده که می تواند دور افتادگان از آن دریای اخلاق و عرفان را هم جرعه ای بچشاند. ظاهرا 9 دفتر است. من منزل ششم، «حق و باطل» را دیدم که مباحث خیلی دقیق و زیبا و موردنیازی را پاسخ می دهد که هر انسانی روزی از خود پرسیده است یا در وجدان خود روزی با آن مواجه می شود. 

حالا باید همه کتاب را خواند (که من خودم هنوز کامل نخوانده ام. به سیاق کودکی از کتابهای برادر کش رفته ام) که هر جایی را آدم نگاه می کند مجذوبش می شود و هر مطلبش دقیق و جذاب است، ولی اینش فعلا مرا گرفته است که خیالت را راحت می کند که: همه آدمها حق و باطل را تشخیص می دهند و اهل باطل هم می دانند که بر باطلند.

 

مباحث کتاب در مورد حق و باطل است. از معنای حق، جلوه گری های باطل، موانع حق ورزی، عوامل کج فهمی در حق و بسیار جزئیات ریزتر دیگر که با لحن گرم و گیرا و به صورت منطقی، عرفانی بیان می شود و متر و معیار تطبیق مطالب هم قیام حضرت اباعبدالله است.


در بخشی از کتاب میگوید «یکی به نعل، یکی به میخ، یک خطر بزرگ احتماعی» است. اگرچه رابطه حق و باطل از نوع تقابل تضاد است، برخی هستند که گاهی به این تمایل دارند و گاهی به آن. تا جایی که حق مطابق میلشان است با آن همراهند، همین که با اهداف نفسانی شان تقابل پیدا کرد، به باطل می گروند. بعد وقتی می بیند چهره اش در جامعه دارد مخدوش می شود، دوباره به سمت حق می رود. اینها مداهنه گرند.در ادامه می فرمایند: «ما با کسانی که وقتی راهشان را عوض می کنند در آن مسیر قرار می گیرند مشکلی نداریم. من به اینها می گویم باصفا! چه در مسیر حق باشد چه باطل.اگر کسی صریح بگوید «من این کاره ام» و در مسیرش هم پایدار باشد خیلی باصفا است. مشکل متدینین اینجاست که افراد متلونی در جامعه هستند که اهل مداهنه اند. حصرت علی در خطبه 24 نهج البلاغه می فرمایند: «و لعمری ما علی من قتالک من خالف الحق و خابط الغی من ادهان و لاایهان» به جان خودم قسم من در جنگ با کسی که با حق مخالفت کرده، به راه ظلالت رفته و در گمراهی قدم برداشته، هیچ گونه مسامحه، سازش و سستی نمیکنم.

۹۶/۱۰/۱۱ موافقین ۲ مخالفین ۰
ضربان قلم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی