ضربان قلم

با یاد کشتی سانچی:


شاید حدودا دو ماه یک ماه و نیم پیش نمی دانم سر چه موضوعی شعر «مادر موسی» پروین را برای بچه ها خواندم و شاید در مورد پروین هم یکی دو جمله گفتم. کلاس چهارم هم این شعر را داشته اند. رفتیم از یکی از کلاسهای چهارم یک کتاب فارسی گرفتیم. المیرا کتاب را خواست تا شعر را بنویسد. و پرسید که پروین این چیزها را از کجا می دانسته؟  گذشت تا یکی دو هفته بعد المیرا این نقاشی را برایم آورد. خیلی خوشجال شدم که شعر پروین را انتخاب کرده بود برای نقاشی.

فردایش هم این یکی را آورد. شاید  دومی قشنگ تر هم کشیده شده باشد؛ ولی اولی حس خاص دیگری به من می دهد.



حالا چظور شد و نسرین از کجا دید؟ ... که فردا هم نسرین این را آورد:

پ ن: (البته تلفیق هنرها و علوم وظیفه معلمان است و از آموزه هایی است که سیستم جدید آموزشی از معلمان می خواهد. ولی من در این مورد کمرنگ عمل کردم و اندک تلاشهای قبلی ام هم خیلی موفق نبود در این مقوله. یا شاید از یکی از بچه ها که در نقاشی فوق العاده است و حتی طبع شعری هم دارد بیشتر انتظار داشتم. می ت.وانم بگویم المیرا مرا شگفت زده کرد.)

۹۶/۱۰/۲۸ موافقین ۰ مخالفین ۰
ضربان قلم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی