ضربان قلم

عبدی!
أنا و حقی لک محب، فبحقی علیک کن لی محبأ

حدیث قدسی

تولید ملی در آیینه تاریخ

شنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۱۵ ب.ظ

علما و تولید ملی

 

همه می‌دانیم که انقلاب اسلامی یک شبه پدید نیامد و مرهون مبارزات بزرگان و مردم بیدار این دیار است. مثلا امام در سخنانشان ریشه انقلاب اسلامی را نهضت تنباکو دانسته بودند. می دانم که خواندن تاریخ ممکن است جذابیتی نداشته باشد  اما توصیه می کنم بخش رنگی یادداشت را یک نگاه گذرا بیندازید!

در ادامۀ راه میرزای شیرازی در ماجرای تحریم تنباکو، اندیشه تحریم در حوزه­ اصفهان و در قالب شرکتی به نام «شرکت اسلامیه»پیگیری شد. این شرکت در دوره مشروطه، توسط آیت‌الله محمدتقی نجفی اصفهانی مشهور به آقا نجفی اصفهانی، به همراه برادرشان حاج آقا نور الله نجفی و با کمک علماء و بازرگانان شهرهای اصفهان، کاشان و شیراز به منظور تأمین منسوجات مورد نیاز مردم ایران و مقابله با وابستگی به خارج، تأسیس گردید. اساس کار همین بود که با تحریم کالاهای خارجی، باید به فکر تولید منسوجات و لباس­‌های ملی باشیم. در مشروطه‌ اصفهان، طلاب در مدارس، لباس‌های این شرکت را می­پوشیدند. یکی از چیزهایی که این شرکت تولید می­‌کرد کرباس بود. مشهور است مدرس نیز کرباس می­‌پوشیده است. به این کرباس، «لباس وطنی» می‌گفتند چون تولید داخل بود. چندان مرغوبیتی هم نداشت ولی در مقابل کالاهای خارجی و لباس­‌های خارجی لباس ملی محسوب می­‌شد.  حتی طلاب و علمای نجف نیز این لباس‌ها را از طریق بسته­‌های  پستی دریافت می‌کردند و به آن افتخار می‌کردند.

این شرکت سهامی با استقبال زایدالوصف مردم مواجه شد و توسعه شرکت به گونه‌ای بود که توانست شعباتی در لندن، کلکته، مسکو، باکو و... تأسیس نماید. 

 

آیت‌الله آقا نجفی اصفهانی همچنین به همراهی 13نفر از علمای طراز اول اصفهان تعهدنامه زیر را امضاء نمودند:


«این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن‌الملک، متعهد و ملتزم شرعی شده‌ایم که مهما‌امکن بعد ذلک تخلف ننماییم، فعلا 5 فقره است:


اولاً: قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند مهر ننموده و اعتراف نمی‌نویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد امضا نمی‌نماییم. حرام نیست کاغذ غیرایرانی و کسی را مانع نمی‌شویم؛ {اما} ما‌ها به این روش متعهدیم.

 

ثانیا: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه دیگر غیرایرانی باشد متعهد شده‌ایم برآن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگر برای اقامه صلوه بر آن میت بخواهند ماها را معاف دارند.

 

ثالثا: ملبوس مردانه جدید، که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می‌شود، قرار دادیم مهما امکن، هر چه بدلی در ایران یافت می‌شود لباس خودمان را از آن منسوخ نماییم و منسوخ غیرایرانی را نپوشیم و احتیاط نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم لباس‌های غیرایرانی را؛ اما ماها ملتزم شده‌ایم حتی‌المقدور بعد از این تاریخ ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک؛ و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از سابق پوشیده و داریم و دوخته‌ایم ممنوع نیست استعمال آن.

 

رابعا: مهمانی‌ها بعد ذلک ولو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه، باید مختصر باشد یک‌پلو و یک‌چلو و خورش و یک افشره. اگر زائد بر این تکلیف، احدی ما را به محضر خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش مهمانی می‌نماییم هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلیف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.

 

خامسا: وافوری اهل وافور را احترام نمی‌کنیم و به منزل او نمی‌رویم زیرا که آیات باهره: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیاطِینِ» «وَلَا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لَا یحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» «وَلَا تُلْقُوا بِأَیدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَه» و حدیث «لاضرر و لاضرار» ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و سری است و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده. بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری، به‌نظر توهین و خفت می‌نگریم.»


(البته متأسفانه انگلستان با تلاشهای وافر، بألاخره توانست رونق این شرکت را از بین ببرد و حتی بعدها آن را متوقف نماید. نامه‌نگاری‌های وزارت خارجه انگلستان با دولت‌هایی که شرکت اسلامیه در آنجا فعالیت داشت تا حدودی در کنترل و کاهش اقدامات تجاری شرکت دخیل بود.)

 

 بخش اعظم این مطلب تلخیصی است از جریان‌شناسی جهاد اقتصادی و تحریم کالاهای خارجی در تاریخ معاصر ایران 

 

امرا و تولید ملی

 

حتی برخی از امرای ایران نیز در این راستا تلاش‌هایی داشته‌اند. نقل است که سفیر انگلستان، ظروف چینی فاخری برای کریمخان زند هدیه آورد. البته قصدش این بود که پس از باب شدن استفاده آن نزد شاه نمونه‌های دیگر را به اعیان و اشراف و تجار بفروشد. کریمخان به محض دیدن هدیه انگلیس آن را به زمین زد و شکست  بعد گفت ظروف مسی خودمان را بیاورید سپس آنها را هم به زمین زد که نشکستند بعد رو به نماینده انگلیس گفت: سلاح مردم ایران این است و باید با همین ظروف مسی آشنا و ساخته دست ایرانی خرسند باشند تا تهی دست و درویش نشوند.

امیر کبیر نیز در حمایت از صنعتگران داخلی بسیار کوشید. مثلا آنها را حدود ده سال از مالیات معاف می کرد.  درهمین جهت، کارخانجات شکرریزی در ساری، ریسمان‌ریسی و چلواربافی در تهران، حریربافی در کاشان، سماورسازی و کالسکه‌سازی در اصفهان و تهران را تأسیس نمود.  همچنین بسیاری از استادکاران را به مسکو و سن‌‌پترزبورگ فرستاد که پس از مراجعت کارگاههای چدن‌ریزی در ساری، کاغذسازی در اصفهان و بلورسازی در تهران را تأسیس کردند.

تلخیصی از 
حمایت از تولید ملی در سیره مفاخر ایرانبازنشر از مطلب سابقم

۹۷/۰۱/۰۴ موافقین ۱ مخالفین ۰
ضربان قلم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی