ضربان قلم

عبدی!
أنا و حقی لک محب، فبحقی علیک کن لی محبأ

حدیث قدسی

آخرین مطالب

۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

این شعر مال زمستان یکی دو سه سال پیش است. ناقص رهایش کرده بودم و فراموش. اوایل زمستان امسال، دنبال یک چیز دیگری بودم، آن را پیدا نکردم، این را پیدا کردم، و ویرایش و کاملش کردم. 


رخت مرگ است این سپید سادهٔ یکدست

بر تن رنجور دی، 

                    بهمن 

                            و گاه اسفند

یا که قاب‌ عکسِ جانداری‌ست

نقش می‌بندد بر آن

                        تصویری از یک بختِ بی‌مانند 

ردپای یک زن و یک مرد

برف می‌بارد که تصویری بسازد زنده بر یک مرگ


پ ن: بالاخره تعطیلات شروع شد. امسال فرصت نفس کشیدن هم نداشتم! :)

پ ن ۲: مانده بود این مطلب در پیش نویسهام.

ضربان قلم
۲۸ اسفند ۹۵ ، ۰۶:۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر